لااله الا الله

سبحان الله یافارج الهمّ ویاکاشف الغم فرّج همى ویسرّ أمرى و أرحم ضعفى و قلة حیلتى وأرزقنى من حیث لا أحتسب یارب العالمین

و حالا کش می آیم روی خیابان

سر می روم از پیاده رو

که تنهایی لبریزم شده است

قدم می زنم

 و خاطراتم را جویده تف می کنم

انکار همه چیز می شوم

و همه چیز سنگین تر از همیشه هوارم

زیر این باران

چتر بارها زاییده است

برای ادامه ی زندگی هزارمین مرتبه

روی اضافه قرض می کنم

عجب پارک قشنگی

ردیف درختان تکیده و وسایل شکسته ی بازی بچه ها

 

با این همه

باید بگویم بی حوصلگی نام دیگر

                                      دلتنگی نیست...

علیرضا بابایی

 

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۸/٢۱ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط ALONE نظرات ()


Design By : Pichak