لااله الا الله

سبحان الله یافارج الهمّ ویاکاشف الغم فرّج همى ویسرّ أمرى و أرحم ضعفى و قلة حیلتى وأرزقنى من حیث لا أحتسب یارب العالمین

قصه از آنجا شروع شد.

که... خیلی عصبانی بود.

گفت اگه دوسم داری ثابت کن.

گفتم:چه جوری؟

تیغ رو برداشت و گفت رگتو بزن...

گفتم: مرگ و زندگی دست خداست.

گفت: پس دوسم نداری؟

تیغو برداشتم و رگمو زدم. وقتی داشتم تو آغوش گرمش جون می دادم یواش در گوشم گفت:

اگه دوسم داشتی تنهام نمی ذاشتی...

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱٠/۳٠ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط ALONE نظرات ()


Design By : Pichak