لااله الا الله

سبحان الله یافارج الهمّ ویاکاشف الغم فرّج همى ویسرّ أمرى و أرحم ضعفى و قلة حیلتى وأرزقنى من حیث لا أحتسب یارب العالمین

امشب هم کسی خونمون نیست. داداشی هم رفته خونه نامزدش.خانواده به اون پرجمعیتی ماشالا الان شدن 3نفرو گناه من بدبخت هم اینه که بچه اخرم و جرمم سوز وساز با تنهاییمه. البته دیگه عادت کردم. ولی حوصله ام سریده. از وقتی ماه رمضون شده اصلا تا سحر خوابم نمی بره و اگه ببره نیم ساعت.مامان میگه بیا بخواب. آخه کو خواب. امشب هیچ کی هم بهم اس نداده. حوصلم دیگه بدجور سریده. اینجام که نمی تونم بشینم چون مامان هنوز عادت نکرده که من تا دیر وقت بشینم پای کامپیوتر. از صب تاشب چسبیدم به این صندلی و وقت خودم و صرف این چیزا می کنم. که چی؟ به کجا برسم؟ چی کار بکنم اصلا؟ دانشگاه که الحمدالله لیاقت نداشتیم.درس و زندگی هم که فینیشیده.منم و تنهایی و خدا و این کامپیوتر.ای کاش داداشی زود ازدواج کنه بلکه مامان برام لب تاب بخره و من از این اتاق خفه و پر از بوی جوراب و عرق این پسره راحت شم.

آخ که زندگی چقد مزخرفه.....سبز

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/٥/٢٤ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ توسط ALONE نظرات ()


Design By : Pichak