لااله الا الله

سبحان الله یافارج الهمّ ویاکاشف الغم فرّج همى ویسرّ أمرى و أرحم ضعفى و قلة حیلتى وأرزقنى من حیث لا أحتسب یارب العالمین

امروز واسم یه اتفاق خوب افتاد. تو اتوبوس بودم. تقریبا شلوغ بود. دختری از میون مردم زد بیرون که پیاده شه. دوستم بود. خیلی خوشحال شدم. یکی از دوستای دوره دبیرستان. تو اکیپ دوستی خودمون بود. اتوبوس وایساد داشت پیاده می شد گفتم شمارتو بده. اون که می خواست پیاده شه زود در گوشم شمارش رو گفت و رفت. منم هرچی شنیدم تو گوشیم زدم. فکر می کردم درس زدم. می خواستم زود اس بدم بهش ولی شارز نداشتم باید می رفتم خونه. تارسیدم. شارزی که برا روز مبادا ذخیره کردم رو ریختم تو گوشیم و خیلی زود نوشتم. خودتی؟ درس نوشتم؟ منتظر جواب بودم. زنگ زدم وقتی جواب دادم صدای یه پسر بود. منم از شدت غم گوشی رو قطع کردم و با یه اس اشتبا شد معذرت خواهی کردم.

البته ته امروز بد شد.

بهاااااااار نمی دونم می خونی یا نه شمارتو اشتبا نوشتم اول خیلی خوشحال شدم که پیدات کردم ولی.............ناراحتگریهگریه

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٦ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط ALONE نظرات ()


Design By : Pichak