افسانه ی تلخ

به او جز از هوس چیزی نگفتند

   در او جز جلوه ی ظاهر ندیدند

      به هرجا رفت، در گوشش سرودند

         که زن را بهــر عشرت آفریدند

 

         شبی در دامنی افتاد و نالید

      مرو! بگذار در این واپسین دم

   ز دیدارت دلم سیـــراب گـردد

شبح پنهان شد و در خورد برهم

 

چرا امید بـر عشقی عبث بست؟

   چرا در بستــر آغوش او خفت؟

      چـرا راز دل دیوانــه اش را

         به گوش عاشقی بیگانه خوگفت؟

 

         چرا؟...او شبنم پاکیزه ای بود

      که در دام گل خورشیـــد افتـاد

   سحــرگاهی چو خورشیدش بر آمــد

به کام تشنه اش لغزید وجان داد

 

به جامی باده ی شور افکنی بود

   که در عشق لبانی تشنه می سوخت

      چو می آمد ز ره پیمانــه نوشی

         به قلب جام از شادی می افروخت

 

         شبــی ناگه سر آمد انتظارش

      لبش در کام سوزانی هوس ریخت

   چرا آن مرد بر جانش غضب کرد؟

چرا بــر ذره های جامش آویخت

 

کنون این او واین خاموشی سرد

   نــه پیغامی نــه پیک آشنایی

      نــه در چشمی نگاه فتنه سازی

         نــه آهنگ پر از موج صــدایی

فروغ فرخزاد

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سام و نفس

سلام سلام قشنگ بود ولی غمگین بود[گریه] چشم ازین به بعد تلاش میکنم کوتاه بنویسم... ولی باور کن نمیشه[نیشخند]

م.ر

سلام این شعر فروغ خیلی قشنگه وقتی پیش دانشگاهی بودم فقط فروغ می خوندم یادش بخیر

فرگل

همیشه دوس داشتم یکی یه شعرُ پیدا کنه بعد من بخونمش یعنی نرم دنبالش :دی مرسی واقعاً[بغل]

مهرشاد

سلام. انتخاب قشنگی بود از فروغ منم آژم

مینا

ازش بدم میاد. [شیطان][شیطان][شیطان] از فروغ فرخزاد

دانیال

معلومه دلت خیلی گرفته. اما از من میشوی فرصت هاتو از دست نده. به زندگی بخند تا زندگی هم به تو بخنده. منم مثل تو بودم و دو سال از بهترین دوران زندگیمو از دست دادم. با واقعیت رو پذیرفت. تا ما هستیم این شرایط و این وضع جامعه هم هست. بهتره بجای پاک کردن صورت مسئله راه حل ارائه داد. البته امیدوارم من راجع به تو اشتباه کرده باشم... احساس کردم تو هم شرائط چند سال پیش منو داری

دانیال

راستش یه جورهایی تمام نوشته هام شبیه نوشته های شما بود و احساس افسردگی میکردم و از اینکه در یک محیط ایده آل که ساخته ذهنم نبود زندگی میکردم همش شکایت داشتم. احساس پوچی میکردم و فکر میکردم فرصت هامو دارم از دست میدم. از بی فرهنگی جامعه، فقر، ظلم و .... مجالی برای بیشتر نوشتن نیست. اما امیدوارم که تو مثل اون زمان من نباشی.

دانیال

خوبه خداروشکر. خوشحالم که اینجوری نیستی. حالا که اینجوری نیستی حداقل یه کم شعر های شاد هم استفاده کن. آهنگتم شاد کن. خداحافظ