تاریخ مصرف عشق

وقتی خود را در هیاهوی شبهای خیابان رها می کنم

وقتی صدای بوق ماشین ها...

وقتی صدای دستفروشی را می شنوم

که سنجاق سر می فروشد

و بی اینکه بداند

عاشقانه ترین شعر دنیا را

به لودگی داد می زند

آنگاه باور می کنم

تاریخ مصرف عشق هنوز نگذشته.

دوست دارم فریاد بزنم:

آتیش زدم به مالم  به خاطر عیالم

علی صفری آق قلعه

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سناتور

قالب قبلی وبلاگتو از اینتر نت کشدیم بیرون

جسیکا فینچ

آهان عسیسمم بیا که آبم الان هم عضوت میکنم[زبان]

جسیکا فینچ

وب وقتی 10نفر عضوش شدن شروع به کار میکنه.خوب؟تا حالا که 2 نفر شدن.حالا شاید تعدادشو کم تر کنم.[ماچ]

باران

ا...چرا قالبتو عوضیدی؟؟[ناراحت] من اپیدم...اگ دوس داشتی بیا...[پلک]

پرستو

کجایی؟خبری ازت نیست[تعجب]