درد دل های گوشیم

آن کسی که پای تیرک چوبی آب می ریزد دیوانه نیست، باغبانی است امیدوار!

درددل هایت را به هیچکس نگو!

یاد می گیرند چگونه دلت را به درد آورند...

برای تو می میرم.

تو وانمود کن که تب کرده ای. همین کافیست...

باد آورده را باد می برد؛

قبول!

اما تویی که با پاهای خودت آمده بودی چرا؟

از اینجا تا انتهای خیالت هرکجا بروی باز هم به هم می رسیم.

زمین بیهوده گرد نیست.

 

/ 19 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

آدم است ديگر.! يه روز حوصله ي هيچي رو ندارد. . دوست دارد، خودش را بردارد.. بريزد دور!¡

مریم

گاهي بايد بي رحم بود.. 
نه با دوست،
نه با دشمن.. 
بلكه با خودت.. 
و چه بزرگت ميكند آن سيلي كه خودت ميزني به صورتت!!!

SiNA Hp

نبودن تو فقط نبودن تو نیست نبودن خیلی چیزهاست کلاه روی سرمان نمی ایستد شعر نمی چسبد پول در جیبمان دوام نمی آورد نمک از نان رفته خنکی از آب ما بی تو فقیر شده ایم !

متین

سلام ،خوبی،مطالب خصوصیتم قشنگه ،من که ندیدمشون ولی احتمالابایدقشنگ باشه !راستی چرانیومدی اونورا؟؟همش که من میام اینورا!![سوال]

انجمن هم بستگی وبلاگ نویسان

درود جانی ستاند گزمه و داغی به دل نشست تنها به جرم "رقص قلم" قامتی شکســت در پی مرگ مشکوک آقای "ستار بهشتی" در جریان بازداشت توسط پلیس فتا و انتقال به زندان و نقص و ابهام در اطلاع رسانی در مورد علت واقعی مرگ ستار بهشتی و مقصران اصلی این اتفاق تلخ و همچنین عدم وجود اراده ای آشکار برای پاسخگویی به افکار عمومی و جبران خسارتهای این فقدان به خصوص خسارت معنوی برای خانواده محترم این وبلاگ نویس، بر آن شدیم تا برای ادای دین به "قلم" و فرصتی که برای نوشتن در اختیار داریم کار کوچکی در جهت روشن شدن ابعاد واقعی این تراژدی انجام دهیم. ما به عنوان جمعی از وبلاگ نویسان و همکاران ستار بهشتی خواستار توضیح روشن و قابل قبول برای وجدان عمومی و مهم تر از آن،جبران خسارتهای مادی و معنوی این فقدان برای خانواده محترم ایشان و همچنین مجازات مقصرین واقعی در دادگاهی منصفانه و علنی هستیم. دوست عزیز و همکار محترم وبلاگ نویس! چراغ اندیشه ات روشن و قلمت نویسا فارغ از سیاست زدگی ها و دوستی ها و دشمنی ها دریچه ای به سمت آگاهی بگشا و به قلمت ادای دین کن ---------------- حرکت ما از روز سیزدهم آذر ماه آغاز شده و در ر

DR KiOo

وبلاگت خیلی ناز و خوشکله میای تبادل لینک؟ خبرم کن plz tnx

عسل

درسته ادما به هم ميرسن منم بهش ميرسم و اونوخ يه سيلي ابدار دم گوشش كاش جراتشو داشتم

راضیه

به خــــــــــــــــــــــــــــدا

هانيه

گـآهــے انســآטּ בستـــ بـہ {פֿـوבڪشـے} مـے زنــב نـہ اینـڪــہ {تـیغـ} بـرבآرב و رگـشــ رآ بـزنـــב،نــــــہ !! فقط {قیـــב اפـسـاسشــ} رآ مـے زنــב . . .(!)