دچار یعنی

           عاشق

 

و فکر کن که چه تنهاست؛

اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد...

چه فکر نازک غمناکی!

و غم، تبسم پوشیده ی نگاه گیاه است؛

و غم اشاره ی محوی به رد وجدت اشیاست.

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند،

و دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست.

نه! وصل ممکن نیست!

همیشه فاصله ای هست...

اگرچه منحنی آب بالش خوبی ست؛

برای خواب دلاویز و ترد نیلوفر

همیشه فاصله ای هست.

 

دچار باید بود!

وگرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف،

                                 حرام خواهد شد...

و عشق؛

سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست.

و عشق، صدای فاصله هاست.

صدای فاصله هایی که

                        غرق ابهامند...!

سهراب سپهری                            

/ 12 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روح وحشی

انتخاب زیباییست[گل]

نازنین

اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام اگر زندگی خروش جویبار است سال هاست که من در چشمه سار جوشان ان جوشیده ام.. ولی این را میدانم که زندگی بی وفاست زندگی به من اموخت که چگونه اشک بریزم ولی اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.....

غزل

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش .....

غزل

چه رسم جالبی است !!! محبتت را میگذارند پای احتیاجت … صداقتت را میگذارند پای سادگیت … سکوتت را میگذارند پای نفهمیت … نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت … و وفاداریت را پای بی کسیت … و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود...

غزل

گاهی فقط باید لبخند بزنی و رد شوی بگذار فکر کنند.. نفهمیدی...

غزل

کاش کسی تو دلمون پا نمیذاشت.. کاش اگه پا می ذاشت دلمون رو تنها نمیذاشت... کاش اگه تنها می ذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نمی ذاشت...

مینو

چه جمله ی قشنگی: اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد...[لبخند][گل] ممنون بابت خوندن مطالب وبلاگم...

مریم

زندگی بدون حـــس های خوب كوچـــك خيلی بی معـــناست. بدترين حالت ماجرا اين است كه طاقتـــمان تمام شود و به روی خودمان نيآوريم و تا زمان مــــرگ ادامه دهيم . خيلی ها اينطور زندگی می كنند دست انداز كــم طاقتی را رد كرده اند و افتاده اند توی سرازيری عــــادت ...

غزل

حالا من یه چیزی گفتم تو چرا جدی گرفتی واقعا یه عمر نفهمیدی؟؟؟[سوال]

غزل

ای بابا تو باغ نیستیا ... خودت نوشتی یه عمر نفهمیدیم ...