پیامی در راه

خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد.

زن زیبای جذامی را، گوشواری دیگر خواهم بخشید.

کور را خواهم گفت:«چه تماشا دارد باغ!»

دوره گردی خواهم شد، کوچه ها را خواهم گشت،

جار خواهم زد:«آی شبنم، شبنم، شبنم.»

رهگذاری خواهد گفت:«راستی را، شب تاریکی است.»

کهکشانی خواهم دادش.

روی پل دخترکی بی پاست.

دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت.

هرچه دشنام، از لب ها خواهم برچید.

هرچه دیوار، از جا خواهم بر کند.

رهزنان را خواهم گفت:« کاروانی آمد، بارَش لبخند!»

 

ابر را، پاره خواهم کرد

من گره خواهم زد، چشمان را با خورشید، دل ها را با عشق،

سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.

و به هم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه ی زنجره ها.

 

بادبادک ها به هوا خواهم برد.

گلدان ها، آب خواهم داد.

خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان، علف سبز نوازش خواهم ریخت.

 

مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهم آورد.

خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد.

 

خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت.

پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند.

هر کلاغی را، کاجی خواهم داد.

مار را خواهم گفت:« چه شکوهی دارد غوک!»

آشتی خواهم داد.

آشنا خواهم کرد.

راه خواهم رفت.

نور خواهم خورد.

دوست خواهم داشت.

سهراب سپهری

 

پ.ن: چقدر دوس دارم این شعرو تو بارون حس کنم.

/ 20 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mahsa

مرسی که به وبم سر زدی [پلک]

mahsa

link shodi apam [بغل]

سرونازشیراز

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام.....[ماچ]

hasti

می دونی یاد اون پست افتادم که میگه اگه زمان ادم و حوا باز هم زن های دیگه ای بودن مطمئنن ادم باز هوایی می شد[گل][دلشکسته]

اصغر رضایی گماری

سلام.... منتظر نگاه و نظرتان بر آثارم هستم ارگ پیشگامان

امید عطری

درود متن زیبایی بود.با آرزوی موفقیت برای شما بدرود

مریم

می گویند عشق آنست که به او نرسی و من می دانم چرا …! زیرا در روزگار من، کسی نیست که زنانه عاشق شود و مردانه بایستد…

یلدا

عاشقتممممممممممم دوست خوبم.عالی