آفتاب می شود...

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه ی سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن

تمام هستیم خراب می شود

شراره ای مرا به کام می کشد

مرا به اوج می برد، مرا به دام می کشد

نگاه کن

تمام آسمان من...

÷ر از شهاب می شود

تو آمدی ز دورها و دورها

ز سرزمین عطرها و نورها

نشانده ای مرا کنون به زورقی

ز عاج ها ز ابرها بلورها

مرا ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعرها و شعورها

به راه پر ستاره می کشانیم

فراتر از ستاره می نشانیم

نگاه کن

من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما

به این کبود غرفه های آسمان

کنون به گوش من دوباره می رسد

صدای تو

صدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن که من کجا رسیده ام

به کهکشان، به بیکران، به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوج ها

مرا بشوی با شراب موج ها

مرابپیچ در حریر بوسه ات

مرا بخواه در شبان دیرپا

مرا ازین ستاره ها جدا مکن

نگاه کن که موم شب به راه ما

چگونه قطره قطره آب می شود

صراحی سیاه دیدگان من

به لای لای گرم تو

لبالب از شراب خواب می شود

به روی گاهواره های شعر من

نگاه کن

تو می دمی و آفتاب می شود...

 فروغ فرخزاد

/ 8 نظر / 5 بازدید
Mrs. F

چقدر اینجا غمگینه .. شعر زیبایی بود اما :) من عاشق نوشته های فروغ هستم :) مرسی عزیزم از لطفت .. بازم بیا پیشم :)

سعید

اومدم [قلب] این اتفاق واسه تو رخ داده یا دوستت[تعجب] یه سوال چرا نمی شه جسم خودمو عوض کنم مثلا من تو شم تو من جوابو بیا تو وبلاگم بده

بابایی

سلام دخترکم . صفحه قشنگیه . زیبا طراحی شده . اما از وبلاگت چی میخوای . اینکه نقد شی؟

سعید

[ناراحت]هیچ کس منظورمو نمی فهمه حتی تو مثلا تو اختیار اینو داری فقط جسم خودتو حرکت بدی مثلا چی باعث می شه من من باشم چرا وقتی صبح پا می شم باز همون ادم قدیمی هستم یه مثال:مثلا تو از درونت به بیرون نگاه می کنی ......................................... من چیست؟؟؟؟؟چراهمیشه من خودم هستم چرا من نمی تونم جسم تورو حرکت بدم ............... جوابو تو وبلاگم بگو

سناتور

بازم آپم[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]

سعید

سلام من این موضوع را تو درس دین وزندگی خوندم الان واژه(من) را به درستی درک میکنم اما ایا یه معلول یا یه بیمارو می بینم نمی تونم باور کنم اون هم یه چیزی به نام روح داره مثلا ریگی یا یه خلاف کار یا ادم هایه بد دیگه رو می بینم اینو که گفتی در اونا نمی بینم حالا فکرشو بکن من اونا بودم چرا اونا به خودشون این اجازه رو می دن اینکارو می کنن یا یه دختتر کار بد می کنه یا یه قاتل حس می کنم بدون اختیار اینکار هارو می کنه کاش اون روز سر درس غایب بودم تا(من)را نمی شناختم چون هزاران سوال دارم که خنده داره که نمی تونم بگم تو الان20درصد سوالمو پاسخ دادی[ناراحت][گریه] جوابو بیا بگو تو وبلاگم[قلب]