من آن سرم که به پیرانه هوای توبه شکن دارم

غمی که در سخنت داری    همان غم است که من دارم

همان غمی که به تفسیرش    به هـر بهـانه سخـن دارم

 

من و تو زخمی یک تیغ ایم    تفاوت آن که در ایـن مسلخ

تو زخم تازه و من با خود    هنـــــوز زخـم کهـن دارم

 

پیاله ای ز سـراب مــن    دوباره پر کن و باور کن

که من هنوز هم از این خشک    امیـــد چشمـــه شـدن دارم

 

بمان و عرصه ی بازی کن    تو نیز جان مرا یک چند

که من به بازی دوران ها    به شیوه صبــر چمن دارم

 

به آن شکیب که از یاران    توان زخــم زبانـم هسـت

به ساز حادثه ها با تو    تـوان زخمــه زدن دارم

 

اگرچه پیرم و پیران را    هوای توبـه بـه سر آید

من آن سرم که به پیرانه    هوای توبــه شکــن دارم

محمدعلی بهمنی

/ 9 نظر / 14 بازدید
تبديل وبلاگ به سايت

با سلام و خسته نباشید در صورت تمایل برای تبدیل وبلاگ خود به سایت می توانید از سایت ما دیدن فرمایید با تشکر از شما و همچنین عذر خواهی بابت این کامنت تبلیغاتی

باران

sl chetori? sale not mobaraaaaaaaaaaaaaaaak.[ماچ]

سناتور

the title of Ur blog is best Sentence that i heard . . .

خاطره

غم انگیزترین صحنه ای که در عمرم دیدم دارکوبی بود که بر درخت پلاستیکی نوک می زد ... دارکوب نگاهی به من کرد و گفت : دوست من !درخت هم درخت های قدیم !! شل سیلوراستاین

مهرشاد

سلام سال نو مبارک آپم .سر بزنی خوشحال میشم

محسن

سلام. وبلاگ ازمن تا تو به روز شد. اولین پست سال 91. منتظرم. یا علی...

نیلو

سلام من تازه وبمو درس کردم اگه دوس داشتی لینک کن[گل] وب قشنگی داری[گل]