ماندگاری عشق

وقتی که بامدادان تو به من خندیدی

من ؛

    اندیشه کنان در اتاق سردم

    دلتنگـــــ ـ ـ ..... پرواز کردم

    از سروهای بلند

    از عطرهای پونه

    در دام های دنیا

 

و در این غربت بهت آور

ابر خاکستری بی باران

جنگل عطر آلود

جاده های طولانی

همه از من گفتند

 

                     از من و غم هایم

                     از طلوع یک آه

                     در خم فردایم....

آیدا جوان

/ 7 نظر / 6 بازدید
محمد

دوست داشتن کساني که دوستمان مي‌دارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم آگهی رایگان http://www.9rang.com

زندگی

سلام تشکر از وبلاگم دیدن کردی. ممنونم از نظرت. در جوابت که پرسیده بودی شعر از کی هست باید بگم شاعرش خودم هستم. تمام نوشته ها و شعرهای وبلاگ از خودمه.

م.ا.حبیبی

ممنون..

تارا

ببخشید. چیزی شده؟ چرا غمگین مینویسی؟

م.ر

سلام چقدر غمگین و پر احساس خودت شعر نمیگی؟

mohammad

می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟ دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است . دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه . فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟ میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره . پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده . می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟ دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.