من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم

تنهاییـــــ امـ را با تو قسمت می کنم   سهم کمی نیست!

گسترده تر از عالم تنهاییــــ من    عالمی نیست

 

غمـــ آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل را

بر سفره ی رنگین خود بنشانم ات   سهم کمی نیست

 

حوّایـــ منـــ! بر من مگیر این خودستایی را که بی شک

تنهاتر از من در زمین و آسمان ات   آدمی نیست

 

آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم

تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست

 

همواره چون من نه! فقط یک لحظه خوب من بیندیش

- لبریزی از گفتن ولی در هیچ سوی ات محرمی نیست

 

من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم

شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست

 

شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را

در دستهای بی نهایت مهربانش مرهمی نیست

 

شاید و یا هزاران شاید دیگر    اگرچه

اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست

محمدعلی بهمنی

/ 7 نظر / 4 بازدید
؟

از پست قبل سرنوشت برات یه پیغام داد که بهت برسونم. گذاشت توی 2 تا پاکت پی دی اف جدا : http://ostad-iliya.org/Download/Amin1.pdf http://ostad-iliya.org/Download/Jaryane-_Hedayate-Elahi_edition-2.pdf

SiNA Hp

چه خوب که زمین گرد است می روی، آنقدر می روی که باز آنسوی زمین می رسی به من "عباس معروفی"

ممنون مثل همیشه انتخاب قشنگی داشتی[گل]

پسر اریایی

موقع بخور بخور با یکی دیگه قسمت تنهایی هاتو با من زرششششششششششششششک

کفشدوزک

سلام عزیزم ! خیلی زیبا و با احساس نوشتی ! دارم جدی میگمااااااااا

کفشدوزک

سلام یه سر بهم بزنی بد نمیشه ها !!!

تـارا

بـــــــیـــــــــا [لبخند]