امشب!

نمی دونم چی بگم؟ یه حس خاصی دارم. دلهره دارم. می ترسم. دلم شور می زنه. نکنه خواب بمونم. اگه امشب احیا نگیرم یه عمرپشیمونی می کشم. اگه این شبای قدر خواب بمونم اگه غافل بشم اگه به خدا امشب حرف دلم رو نزنم. نمی دونم خدا کنه امشب هم ..و

اصلا نمی فهمم چی میگم؟ اصلا نمی دونم چی بنویسم. خدایا خودم و می سپرم به تو.

دلم می خواد زار بزنم. التماست کنم تا حاجت بگیرم.

هر کی که این وبلاگ رو می خونه التماس دعا. توروخدا من و هم فراموش نکنید. امیدوارم همتون حاجت روا بشید و پاک از شب احیا باز گردیم

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید

سلام دوست عزیزم من اصلا دوست دارم جسممو عوض کنم[تعجب] یا تبدیل به ادمی بشم اونوقت با خودم رودر رو بشم واصلا جسم قبلیمو نشناسم حس کنم اون غریبست [زودباش]

سعید

سلام دوست عزیزم می شه بگی واسه نیلوفر چه اتفاقی اوفتاده(هک شده) توالان 60درصد چیزی که من گفتمو فهمیدی[لبخند] حالا اگه می شد یه صبح وقتی می رفتم صورتمو بشورم یه دفعه می دیدم دختر-یا پیر مرد یا یه جوون زیبا می شدم به نظرت جالب نیست اصلا بگو تو هم من داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سعید

خدا کنه به این شب قدر هرچی چیز خوب دوست داری بهت بده تو چه مهربونی[ماچ] من می ترسیدم این سوالاتو از کسی بپرسم اما از تو پرسیدمم تو دین وزندگی 2نوشته تو یه بخشی به نام ثابت بودن خود

سعید

قبلا راحت بودم وقتی این موضوع فهمیدم دیگه از ادم ها می ترسم به نظرت جالب نبود

شقایق

چه قدر مزخرف[قهقهه][قهقهه][قهقهه]

سعید

دوست خوبم لینک مستقیم حذف شده اما هنوز غیر مستقیم فعاله در اولین فرصت به گوش مبارکت می رسونمش[ماچ]

سعید

ببخشيد شما دخترين يا پسر

سعید

اگه دستمو قطع کنم هرکاری کنم بازم همون ((هویتو))دارم حتی اگه تو جسم یه نفر دیگه برم بازم همون (((هویتو دارم)) گرچه جسممو تغییر دادم[متفکر][متفکر][کلافه][افسوس][گریه][تعجب][سوال] به سوالام پاسخ بده تو وبلاگم

شقایق

ا واقعا؟پس خوب با این بچه (سعید) بازی میکنی بخاطر یه موضوع الکی به حرف میگیریش[قهقهه]