ادامه ی ...

دیشب برای اولین بار

دیدم که نام کوچکم دیگر

چندان بزرگ و هیبت آور نیست

 

 این روزها دیگر

تعداد موهای سفیدم را نمی دانم

 

گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک

یک روز کامل جشن می گیرم

گاهی

صدبار در یک روز می میرم

حتی

یک شاخه از محبوبه های شب

 یک غنچه مریم هم برای مردنم کافیست

 

گاهی نگاهم در تمام روز

با عابران ناشناس شهر

احساس گنگ آشنایی می کند

گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را

آهنگ یک موسیقی غمگین

                                  هوایی می کند.

 

اما

غیر از همین حس ها که گفتم

و غیر از این رفتار معمولی

و غیر از این حال و هوای ساده و عادی

حال و هوای دیگری

                        در دل ندارم.

 

رفتار من عادی استـــــــــ ـــ...

/ 10 نظر / 12 بازدید
یاس 0000

سلام خوبی؟ امیدوارم خوب باشی آپ هات همش قشنگه موفق باشی آبجی[گل]

دانایی

اتفاقا قالب بلاگ تو هم خیلی قشنگه و مخصوصا اون متنی که توی قسمت About نوشتی..نمیدونم از کجا رسیدی به بلاگ من اما در کل خوش اومدی.[گل]

هانيه

خيلي خووووووووووووووووووب بود عزيزم ممنون

پسر اریایی

نمردیمو ومعنی عادی رو هم فهمیدیم[نیشخند]

سبا

این نوشته ها خیلی قشنگن وبلاگتم خوشگله[قلب]

گِل بازی

ماشااله به این درک بالات[دست][هورا]

مریم

به جرم وسوسه... چه طعنه ها که نشنیدی حوا...! پس از تو... همه تا توانستند آدم شدند...! چه صادقانه حوا بودی... و چه ریاکارانه آدمیم!. !

armina karimi

hiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii.azizam behem sari bezan

آرام

اينا نوشته هاي خودتن؟ قشنگن (: