چکیده ای از شعر مسافر

مسافر آمده بود؛

و روی صندلی راحتی، کنار چمن

                                       نشسته بود.

" دلم گرفته

   دلم عجیب گرفته است."

 

تمام راه را به یک چیز فکر می کردم،

و رنگ دامنه ها هوش از سرم می برد.

خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود.

چه دره های عجیبی!

و اسب؛

       یادت هست؟... سپید بود.

و مثل واژه ی پاکی

سکوت سبز چمن زار را چرا می کرد.

و بعد، غربت رنگین قریه های سر راه

و بعد، تونل ها.

 

دلم گرفته

دلم عجیب گرفته

و هیچ چیز

نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه های نارنج می شود.

خاموش،

نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این

گل شب بوست.

نه، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.

و فکر می کنم

که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد......

 

سهراب سپهری

/ 22 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضی

دردم این نیست که او عاشق نیست دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی ست.... دردم این است که بادیدن این سردی ها من چرا دل بستم...؟؟؟

مریم

. مشک را پر آب کرد ؛ از خوشحالی حتی حواسش نبود که دستانش را بریده اند ! بعد از ریخته شدن آب هم آنقدر ناراحت بود که فرصت نکرد سراغی بگیرد از بازوانش ! وقتی که برادرش حسین (ع) آمد بالای سرش ؛ تا می خواست مانند همیشه دست به سینه سلام دهد ، تازه فهمید که دستانش نیستند … .التماس دعا

آری نی

[گل] سلام ... خوبید ... ممنون که سر زدید ... من رو ببخشید که سر نمیزنم ... واقعا روزای پرکاری رو دارم وبلاگم رو برای دل خودم مینویسم ... همین که بی منت سر میزنید جای خوشحالی :) ممنون در ضمن عشق زنده است ... چشمهاتو بشور دوباره نگاه کن میبینی درسته که پیدا نیست ... بگرد پیدا میشه ... حتی توی یه نفس عمیق ...

ستاره

قشنگ یعنی چه ؟ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال و عشق تنها عشق ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس و عشق تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد مرا رساند به امکان یک پرنده شدن و نوشداروی اندوه ؟ صدای خالص اکسیر می دهد این نوش و حال شب شده بود چراغ روشن بود و چای می خوردند چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی چه قدر هم تنها خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی دچار یعنی ..........عاشق و فکر کن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد و چه فکر نازک غمناکی

غزل

ساده ی ساده... از دست می روند..! همه ی آن چیز ها که... سختِ سخت... به دست آمدند....! [گل]

غزل

زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت / یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم... بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون / میون نامهربونی تا بخوای برات میمیرم!!![قلب]

غزل

عشق یعنی اتش افروخته عشق یعنی خیمه های سوخته عشق یعنی حاجی بیت الحرام دل بریدن های حج تمام عشق یعنی غربت نور دوعین عشق یعنی گریه بر قبر حسین عشق را گویم فقط در یک کلام یااباالفضل ویاحسین والسلام ...

[قلب]سلام........من یه وبلاگ دارم درمورد بهترین بهترین بهترین خواننده از نظر باب میل هر کس....... منتظر کامنتت درمورد خواننده دوس داشتنیت هستم[قلب] نظر من محسن چاوشی بود چون من خیلی با اهنگاش خاطره دارم... راستی وقتی اومدی وبلاگم و نظر دادی -ازت یه خواهش دیگه هم دارم........اونم اینه که سمت راست وبلاگم اگه دقت کنی یه قسمتی گذاشتم که کد لوگوی من هست این کدو با موس به طور کامل کپی کن و تو قسمت (کد های اختصاصی وبلاگن بریز) اینم ادرسه وبلاگمه[قلب] http://behtarinkhanande.persianblog.ir

melika

[گل][گل][گل] ی سر بهم بزن