بی باور

نفرت، عشق را

غرض، باور را

ترس، اعتماد را

و غم، شادی را

                    از خانه می راند.

عشق

شادی اعتمادی بود

که زود

پاکی جانت را

بی باور شد.

بهروز آرمان

/ 10 نظر / 3 بازدید
سناتور

gashang bud manam age fonte farsi peyda konam mi upam yani up mikonam

vahid

عالی بود[عینک] ببخشید اگه تهدیدی بود[پلک]

مینا.س

پست جالبی بود. من آپم و منتظر

کفشدوزک

سلام متن جدیدتم خییییییییلی قشنگه ! [دست][دست][دست][دست][گل][گل][دست][دست][دست][دست]

سناتور

الو ... الو... سلام کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟ پس چرا کسی جواب نمیده؟ ---------------------------------------- اگه دوست داری بقیشو بدونی بیا وبلاگم البته با هزار تا نظر

ترگل

سلام شرمنده ببخشید دیر به دیر میام آخه کلاسام شروع شده ولی هر زمان بیام بهت سر می زنم[خجالت]

پرستو

سلام بی معرفت تو منو از یاد ببری من نمیبرم[نیشخند]عالی بود[گل]حتما بهم سر بزن[قلب]

vahid

زشت شماست که نفهمید

مهدی

تو و بهار برایم دو فصل مشترکید ، ز ره رسیدنتان رفتن زمستان است . خیلی قشنگ بود .....ایول داری................................[نیشخند]