غباری در دل بیابانی

نه در دل مفتون دلبندی، نه جان مدهوش دلخواهی

نه بر مژگان من اشکی، نه بر لبهای من آهی

نه جان بی نصیبم را، پیامی از دلارامی

نه شام بی فروغم را،نشانی از سحرگاهی

نیابد محفلم گرمی، نه از شمعی نه از جمعی

ندارد خاطرم الفت،نه با مهری نه با ماهی

به دیدار اجل باشد،اگر شادی کنم روزی

به بخت واژگون باشد،اگر خندان شوم گاهی

کیم من؟ آرزوگم کرده ای تنها و سرگردان

نه آرامی نه امیدی، نه همدردی نه همراهی

گهی افتان و خیزان، چون غباری در بیابانی

رهی، تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها

به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی

رهی معیری

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تارا

سلام![نیشخند] چطوری یا نه؟[شیطان]

وهاب

ما نگوییم بد و میل به ناحـق نکنیم جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن اسـت که مطلق نکنیم رقم مغلطه بر دفتـر دانـش نزنیم سر حق بر ورق شـعبده ملحق نکنیم شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد التفاتـش به می صـاف مروق نکنیم خوش برانیم جهان در نظر راهروان فکر اسـب سیه و زین مغرق نکنیم آسمان کشـتی ارباب هنر می‌شکند تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم گر بدی گفت حسـودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم حافظ ار خصـم خطا گفت نگیریم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم.

گیس بریده

نه آرامی نه امیدی، نه همدردی نه همراهی[لبخند]

امیر علی

[قلب]سلام... خوفی؟ [قلب] قالبه وبمو عوض کردم و با ایه اپ جدید نظرت چیه دربارش؟ زود بیا وبم بگو[قلب] منتظرتم...

مليكا

[ماچ]خيلي زيبا.. اپم عزيز..سر بزن

امیر علی

u?[خنده] یعنی چی خب از وبتون خوشم اومده بود خواستم یه نظر یدم ناراحتید؟[سوال]

Zahra

آپ خوب و ججالبی بود مرسی عزیزم منم آپم بهم سر بزن[گل]

آری تی

[گل] رهی شعراش زیباستواقغا ممنون