باز هم تنهایی...

الان که دارم اینو مینیویسم مهمون داریم. همه تو اون اتاقند و منم یواش انگشتامو رو کیبورد فشار میدم که کسی متوجهم نشه تا میه جورایی مزاحم تنهاییم بشه. همه دور همند. واااای دخترخاله ام اومد...........................................خوب دکش کردم. رفت. نمی دونم اینارو میگم که چی. دلم پره. خیلی ... ای کاش می رفتم یه جایی. تنها. مثلا بالای کوه تا داد بزنم که تنهام.خیلی بلند داد بزنم.گریه کنم. یا یه جاده ی طولانی که ته نداشته باشه و از اطراف پر باشه از درختای سبز فسفری. جوری که هیچی از اطراف معلوم نباشه. آهنگ بگوشم و تنها به تنهاییم فکر کنم. به خودم و خدای خودم. به اینکه فقط خودشو دارم و خودش. اینجوری هم آروم می شم هم عاشقش.

خدایا اینجا نه کوهه.نه جاده. یه اتاق کوچیکه با هوای خفه. ولی باز با این وجود عاشقتم. دوستت دارم.خیلی...

/ 4 نظر / 4 بازدید
faaazi

تنهایی خوبه خیلییی

sohrabsaa

جالبه یکی مثل تو از مهموناش فراریه یکی مثل من دوست داره همش خونشون شلوغ پلوغ باشه. هر چند دیگه خیلی کم پیش میاد خونمون شلوغ بشه. دوست دارم بهم سر بزنی اگه از وبلاگم خوشت اومد لینکم کن بعدش بهم بگو تا منم لینکت کنم. tanx

sohrabsaa

یادم رفت ک بگم من نمیتونم لینکت کنم.پوزش

faaazi

راستی درمورد اینکه تو پروفایلت نوشتی تا به دنیا اومدی میتونستی حرف بزنی؟؟ بابا دمت گرم[نیشخند]