گزیده ای از شعر دو بعلاوه ی هیچ

موازی یا نا موازی

آموخته ام آدمی ادامه ی گلی است؛

که در فلسفه ی بی توقع مرگ

چهره در ابدیت دارد.

 

صبـــــورم!

       آنفدر که سنگ

       و این گریه از سر دلتنگی است...

که " دوست جان کلام من است در همه حال "

 

به فرض هم که...

کجای در بنویسم:

             من آمدم تو نبودی؟!!!

ارمغان بهداروند

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل

کسی باش که عمری باتو بودن یک لحظه، و لحظه ای بی تو بودن یک عمر باشد... [قلب][چشمک]

غزل

راستی رمانی که فرستادم باز شد تونستی بخونی ؟ یکی دیگه فرستادم اگه باز میشه و میتونی بخونی خبرم کن بازم برات بفرستم .

لی لی

[قلب]

غزل

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید به کف و ماسه که نایابترین مرجان ها تپش تبزده نبض مرا می فهمید آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد مثل خورشید که خود را به دل من بخشید ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم هیچکس مثل تو ومن به تفاهم نرسید خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید منکه حتی پی پژوک خودم می گردم آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید [قلب][قلب][قلب]

مرضی

آموختم که خدا عشق است وعشق تنها خداست آموختم که وقتی ناامید میشوم، خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظارمی کشد تا دوباره به رحمتش امیدوار شوم. آموختم اگر تا کنون به آنچه خواستم نرسیدم، خدا برایم بهترینش رادر نظرگرفته. آموختم که زندگی سخت است ولی من از او سخت ترم .. آپت عالی شرمنده دیگه

غزل

زانوهامو بغل کرده بودمو نشته بودم کنار دیوار دیدم یه سایه افتاد روم سرم رو آوردم بالا نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم تمام صورتم عرق شرمندگی پر کرد گفت:تنهایی؟ گفتم:آره گفت:دوستات کوشن؟ گفتم: همشون گذاشتن رفتن گفتی: تو که می گفتی بهترین هستن! گفتم:اشتباه کردم گفتی: منو واسه اونا تنها گذاشتی گفتم:نه گفتی:اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟ گفتم:بودم گفتی:اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟ گفتم:بردم، همین الان بردم گفتی:آره،الان که تنهایی،وقت سختی گفتم:…..(گر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم) -سرمو انداختم پایین-گفتم:آره گفتم:تو رفاقتت کم آوردم،منو ببخش گفتی:ببخشم؟ گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری گفتی:نه! ازت ناراحت نبودم! چیو باید می بخشیدم؟ تو عزیز ترینی واسم،تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم گفتم:فقط شرمندتم گفتی:حالا چرا تنها نشستی؟ گفتم:آخه تنهام گفتی:پس من چی رفیق؟ من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو من همیشه دوست دارم،حتی ا

ساحل خانومی

به به خوشمان آمد!خخخخ[گل] سلام عزیزم! خوبی فدات شم؟ چ خبرا؟خوش میگذره؟!‏‎:X‏ نظرت راجب وبم چیه؟

غزل

بوی شوم امتحان آید همی, یار صفر مهربان آید همی ما ز تعلیم وتعلم خسته ایم،دل به امید تقلب بسته ایم مابرای کسب مدرک آمدیم،نی برای درک مطلب آمدیم [قهقهه]

غزل

فقط یه ایرانی میتونه شامپو رو تو یه هفته تموم کنه و تهش رو با آب قاطی‌ کنه و یک ماه بیشتر استفاده کنه ![زبان]

رومینا

خیانت یعنی توباشی هركسی باشد من نباشم خیانت یعنی چشمانت ازاوبگوید وقتی به من خیره می شوی خیانت یعنی خواستنهای مداوم من وخستگی مداوم تو خیانت یعنی جای خالی تو وتنهایی وتنهایی وهزارحرف جامانده درگلو خیانت یعنی تو خود خود تو باتمام دروغهای زیبایی كه میبافی