برای مخاطب خاص: خــــــدا

حال من خوب است.

اما تو باور نکن...!

 

/ 16 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطفه

لا اقل بیا بگو که دیگر نمیایی...! شاید...، اشکی نشست گوشه ی چشم هایی که به این " در " خشک شده اند... .......................... متقابلا

غزل

پسر: عشقم ی عکس خوشگل از خودت واسم بفرست.
 دختر: چشم ولی توام محض احتیاط ی عکس از خواهرت واسم بفرست عجقم..
 (شیطان سرپا ایستاده بود سیگارش را خاموش کرد و کف مرتبی برای دختر زد)
 پسر بدون معطلی عکس اون یکی دوست دخترش را واسه دختر فرستاد.
 (بیچاره شیطون رو آورد به مصرف مواد مخدر و شیشه)
 دختر: وای مرسی عزیزم.. الان عکسمو واست ایمیل میکنم و عکس دوستش را فرستاد.
 پسرک خوشحال وقتی ایمیلشو باز کرد عکس خواهرشو دید..
 (هیچی دیگه داستان این چت باعث شد شیطان ادامه تحصیل بده، بعد از ظهرها هم کلاس تقویتی گرفته)

روح وحشی

[گل]

غزل

هر چقدر هم که ضعیف باشی ؛ گاهی اوقات ... می توانی تکیه گاه باشی !

غزل

زندگی دیکته ای نیست که آن را به ما گفته بودند و گفته باشند و خواهند گفت !!! زندگی انشایی است که تنها باید خود بنگاریم ؛ باشد که موضوع انشای زندگیت "خدا" ، مقدمه اش "عشق او" ، و انتهایش "نگاه او" باشد ... آمیــــــــــــــــــــــــــــــــن

غزل

خدا در مکان های دو از انتظار ؛ به دست افرادی دور از انتظار ؛ و در مواقعی تصور ناپذیر ؛ معجزات خود را به انجام می رساند ... برای آن مهربان ِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد !... همیشه ، همیشه و همیشه امیدی هست ...

مریم

کاش ، به همان اندازه ای که از حرف مردم میترسیم، از تو می ترسیدیم ... که اگر اینگونه بود دنیای ما دنیای دیگری بود ، و آخرت ما آخرت دیگری ... کاش ...

حسین

سلام جالب بود. موفق باشید.