دلم گرفته...

از همه ی بی تفاوتی ها؛

از همه ی فراموشی ها؛

از همه ی بی اعتمادی ها؛

کاش معلمی بود و انشایی می خواست:

" روزگار خود را چگونه می گذرانید؟ "

 

پ.ن: یک سال دیگه از عمرم اونطور که نمی خاستم گذشت...

/ 26 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل

نمیدونم چرا یه مدته جیمیلم باز نمیشه ...

غزل

آخییی

غزل

بیا تو جیمیل چت کنیم

غزل

اووووو ناز نکن دیگه تو این دو ماه قدرم و بدون ترم شروع بشه دیر به دیر میاما

غزل

بعدشم آدرس که داری

غزل

بابا تو قبولی

غزل

دیشب به خودم آمپول زدم

غزل

کجا رفتی؟

غزل

بابا روذه گرفتم ضعیف شدم چشمام سیاهی میرفت بابا گفت اینجوری حق نداری روزه بگیری چندتا آمپول ویتامین گرفتم یکیشو زدم خیلی خوب شدم یکی هم فردا میزنم

غزل

از سحری خوردن جا نمونی منو فحش بدی؟؟؟