گوشه ای از شعر نیمکت

این روزها

چه کسادند مسافرخانه ها

از مسافرانی که به آ.خـ.ر ر.ا.ه می اندیشند

و چه شلوغند نیمکتهای بلوار

از باز نشسته هایی که باور دارند

به آ.خـ.ر ر.ا.ه رسیده اند...

علی صفری آق قلعه

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرشاد

سلام. انتخاب قشنگی کردی.زیبا بود. منم منتظرتم

yas

چه جمله ی زیبایی!![گل] خیلی ازش خوشم اومد[گل][گل] به وب منم بیا خوش حال میشم

پسر اریایی(مهدی)

ما که خیلی وثته به ته راه رسیدیم به قول شاعر: زندگی سیرم ازت زندی میمیرمو و عمرمو میگیرم ازت[ناراحت] در ضمن: از عدالت نبود دور گرش پرسد حال پادشاهی که به همسایه گدایی دارد[چشمک]

مینا

آپم. خوشحال میشم سر بزنی.

فاطمه

اگه با تبادل لینک موافق بودی خوشحال میشم خبرم کنی[ماچ]